معانی و اختصارات (2)

معانی و اختصارات Definitions and Abbreviations
بارگذاری خارج از مرکز باراضافه بر روی قسمتی از سازه که در نقطه ای غیر از بخش مرکزی آن قسمت قرار گرفته است A load imposed on a structural member at some point other than the
centroid of the section
Eccentric loads
تداوم الکتریکی توانایی یک سیستم برای انتقال برق درمحدودهء مقاومت تعیین شده The ability of a system to conduct electricity within prescribed
impedance limits
Electrical continuity
سازگاری الکترومغناطیسی توانایی یک سیستم برای اینکه انرژی الکترومغناطیسی را به گونه ای پرتو افکنی یا منتقل ننماید که باعث بوجود آمدن اثرات ناخواسته شود A system’s ability to neither radiate nor conduct electromagnetic
energy in such a manner as to cause unwanted effects
Electromagnetic compatibility
پیوند هم پتانسیل ارتباط الکتریکی که اساسا چندین قطعهء رسانای در معرض دسترسی و خارجی را در همان پتانسیل نگه میدارد . Electrical connection maintaining various exposed-conductive-parts
and extraneous-conductive-parts at substantially the same potential
Equipotential bonding
اتصالات

قسمتهایی از سیستم که برای متصل کردن ، تغییر جهت،  تغییراندازه یا محدود کردن طول سینی کابل یا نردبان کابلی استفاده می شود .

System component used to join, change direction, change
dimension or terminate cable tray lengths or cable ladder lengths
Fitting
بست ها شامل بست ها، گیره ها، واشرها و غیره است.
( بست های داخلی آنگونه که توسط سازندهء سیستم نگهدارندهء کابل پیشنهاد و عرضه شده ، برای اتصال اجزای سیستم به هم مورد استفاده قرار میگیرند ).
( بست های خارجی برای اتصال اجزای سیستم به یک سازهء خارجی استفاده می شوند و در حالت عادی توسط سازندهء سیستم نگهدارندهء کابل عرضه نمی شوند )

Nuts, bolts, washers etc
(Internal fixings are used for connecting system components together as
recommended and supplied by the cable support system manufacturer)
(External fixings are used for connecting system components to an
external structure and are not normally supplied by the cable support
system manufacturer)

Fixings
پرداخت  با گالوانیزاسیون به روش غوطه وری گرم فولادی که پس از تولید محصول به روش غوطه وری گرم گالوانیزه شده است .

Steel hot dip galvanized after the product is manufactured

HDG finish
بار اضافه هر باری که بیش از وزن خود سازه باشد . ( بار اضافه می تواند کابلهای برق و تجهیزات ، باد ، یخ و برف باشد ).      Any load other than the weight of the structure itself. (Imposed
loads can include electrical cables and equipment, wind, ice and
snow)
 
Imposed load
( کابل ) MICC کابل های مسی عایق دار. Mineral insulated copper clad MICC (cable)
غیر فلزی سیستمی که از اجزای uPVC ( پلی وینیل کلراید سخت شده ) یا GRP ( پلیمرهای شیشه ای تقویت شده ) تشکیل شده است System which consists of uPVC (Unplasticised Polyvinyl Chloride)
or GRP (Glass Reinforced Polymer)
Non-metallic
پرداخت قبل از گالوانیزاسیون

فولادی که پیش از تولید محصول از قبل گالوانیزه شده است

Steel pre-galvanized before the product is manufactured PG finish
بار نقطه باری که در یک نقطه متمرکزشده است A concentrated load at a single point Point load
مقدار بار امن جهت برداشت حداکثر میزان مجاز بار روی بست ارتباطی کانال که بصورت عمودی بر طول استرات اعمال میشود .
( BS 6946 : 1998 ملزومات برای جهت برداشت امن بار بصورت عمودی _ شکست  آزمایش زمانی است که بار حد اقل سه برابر میزان جهت برداشت امن باشد )
The maximum allowable load on a channel nut connection when
applied perpendicularly to the strut length
(BS 6946:1988 Requirements for safe pull out loads – the test failure
load shall be a minimum of three times the safe working pull out load)
Safe working pull out load
مقدار بار ایمن جهت هل دادن

حداکثر میزان مجاز بار روی بست ارتباطی کانال که بصورت هل دادن بر طول استرات اعمال میشود .
( BS 6946 : 1998 ملزومات برای جهت هل دادن  امن _ مقدار بار آزمایش شده نیازمند این بود که بطور مداوم هل داده شود وکمتر از سه برابر میزان امن نباشد)

The maximum allowable load on a channel nut connection when
applied parallel to the strut length
(BS 6946:1988 Requirements for safe working slip – the test load
required to give continuous slip shall not be less than three times the
safe working slip load.)
Safe working slip load
فاصلهء معین فاصلهء بین مرکز دو دستگاه نگاهدارندهء کنار هم Distance between the centres of two adjacent support devices Span
SWL (مقدار بار امن) حداکثر میزان باری که میتواند در حالت عادی بطور ایمن استفاده شود Maximum load that can be applied safely in normal use
SWL (safe working load)
UDL (بار توزیع شده بصورت یکسان)

باری که بصورت بر روی یک منطقهء مشخص اعمال شده است

Load applied evenly over a given area UDL (Uniformly Distributed Load)